انصاف!

اومدم يه کم حرفهای غصه دار بزنم.از خميازه و خواب آلودگی توی اين هوای بهاری!! گله کنم...اومدم از «درد منطقی بودن» بگم.از حس «دور شدن و توی خود جمع شدن»
از کودکم بگم که خوابيده و من باز با عروسکم سرگرم ام
اما...
ديدم خيلی بی انصافيه!
من خيلی چيزها دارم که بعضيها با داشتن ۱۰٪ اش هم خوشن.
من يه عالمه دوست دارم...
من ناظر و شهاب رو دارم،زهرا رو ،اميد رو
من ميتونم نفس بکشم و اين بوی خاک خيس رو حس کنم
من بلدم با ديدن يک تشييع جنازه لبريز اشک بشم ودو کوچه اونطرفتر از ديدن دو تا بچه که دارن بازی ميکنن ، حس زندگی سرشارم کنه.
من...می تونم آرام یا پر تلاطم،شاد یا غمگین تا همیشه جاری باشم

/ 5 نظر / 5 بازدید
زهرا

فلو،رو،وی،من هم حلقه ها رو احساس ميکنم.

اميد

خدا رو يادت رفت بگی...!

امید

مستجاب ترین دعا،دعای خود آدمه،نه دیگران!اونی که می شنوه،دوست داره از خود آدم بشنوه.اما من واست دعا می کنم...!

meisam

من می خواستم بگم سلام و خوب گفتم ناخیش اشبثظ

meisam

از رمز نگاران با هوش تقا ضا می شود جمله ی اخر من را کشف کننذ ناخیش اشبثظ