دوست داشتم بودم

دانشجویان دکتری گرامی
 
با سلام
 
 
در جلسه ای که امروز با بعضی از دانشجویان برگزار شد قرار شد که از این به بعد عصر چهارشنبه های اول هر ماه برای گپ و گفت وگو و آش رشته خوردن دور هم جمع شویم. چهارشنبه آینده پنجم آبان ماه ساعت چهارونیم بعداز ظهر اتاق شورا اولین جلسه برگزار می شود. 
 
ضمنا هزینه آش رشته به صورت سرانه تقسیم می شود. 
 
از اعضای هیئت علمی دیگر هم هرکسی که حضور داشته باشد و مایل باشد دراین جلسه شرکت می کند.
 
کریمی پور    
                          
این یک رییس دانشکده است. مقایسه می‌کنم با اونیکه می گفت:
«وقت منو نگیرین. وقت من طلاست»
 دقت کنین که هدف دانشجوها هستن. اعضای هیئت علمی هم دوست داشته باشن میونن بیان.
هرگز یادم نمیره غروبهای طولانی رو که همین استاد عزیز ما روی زمین دانشکده صبقه اول کنار بچه‌ها چهارزانو می‌زد به گپ و گفت.
یادم نمیره تنها استادی بود که جلسات چایی-فیزیک نوپای ما رو میومد و ما رو که حتی نمیدونستیم راجع به چی حرف بزنیم از افتادن زودهنگام به دام موضوعات غلنبه‌سلنبه‌ای مثل ابرتقارن و ... حفظ می‌کرد.
یکی از اولین سوالهایی که از همه‌مون کرد این بود که کدوم یکی از شما دوست دارین ستاره بشین؟ یا اینکه چه سازی رو دوست دارین؟ ...
اینها و کلی خاطره دیگه توی ذهنم میاد تا به خودم یادآوری کنم که این نامه آخری هم فقط یک ژست مدیرانه نیست که بگه :
«ببینید من به فکر شما هستم».
بازگو کننده یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های دکتر کریمی‌پوره.
ممنونم استاد ....

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
بهمن

سلام خانم دکتر اولا ما اینقدر این جمله آخرین پستتون رو دیدیم (بیخ گلویت می چسبد این ................) که دیگه تو ذهنمون مونده [لبخند] ثانیا از اینکه با موفقیت همراه با همسر گلتون برگشتید به کشور بسیار بسیار خوشحال شدیم انشاالله که همیشه سلامت باشید و دانشجویان از دانش و معلومات تون نهایت استفاده رو ببرن در مورد پست جدیدتون هم بمطلب زیبائی اشاره کردید/ همیشه تواضع و فروتنی انسان رو بزرگ میکنه [لبخند][گل]

دارا

[گل]