کنار آب نشستم،تو بودی و لبخند...            تو و حکايت دير آشنای يک پيوند

کنار آب نشستم،نسيم بود ونسيم      من وطراوت آن لحظه های خويشاوند

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
pesarshomali

بله، بله،بله. ميدونم نماز خوبه، ستون دينه، اولين چيزيه كه وقت حساب از آدم ميپرسن، آرامش دهنده ي دله و هزار چيز ديگه. اما تو رو خدا شما بگيد آدم نماز خوان بايد ديگران رو يه قيمت نماز خودش برنجونه؟ الان چند شبه اين برادر ما زاهد و پرهيزگار شده و نصف شب بلند ميشه و همه ي چراغاي خونه رو روشن مي كنه و صداي اذان رو مياره بالا و موقع وضو هم با صداي بلند دعا مي خونه. هر چي ميگم برادر من! تازه زاهد شدن تو به كنار، اما ديگه دهن ما رو سرويس نكن. توي سكوت و خلوت خودت نماز بخون. بهم پوزخند ميزنه و ميگه: چيه؟ حسوديت ميشه من دارم به خدا نزديك ميشم؟ تو برو چت بكن و شماره بده. هيچوقت از برادرم اينقدر بي معرفتي نديده بودم. قبلا فكر مي كردم برادرم رو خيلي كم ميشناسم اما الان مي فهمم خيلي كمي هم وجود نداره. پدرم ميگه: ولش كن! اين هم يه موجيه مياد يه مدت طرفو مي گيره و رد ميشه. مثل همون زمان كه داداشم موهاشو رنگ كرده بود و به اتاقش، از كف تا سقف و در و ديوار، پوستر هاي متاليكا چسبونده بود. به نظر شما اسم اين موج چيه؟ ارج و قرب اين آدما كه همش رنگ عوض مي كنن بيشتره يا يه آدم كه سرش توي لاك خودشه و خودش ميدونه و خداي خودش؟ www.pe

...

mibinam ke baz axeto to aab didi!!!