یه مرد بود یه مرد

با صدای بی صدا
مثل یه کوه بلند
مثل یه آه کوتاه
یه مرد بود یه مرد ....

 

مردی که می‌شناسم چهره‌اش خنجر است ...

چشمهایم را به صورتش می‌لغزانم. از بینی تا گوشه‌های صورت ... سالی پیش بود شاید. از بینی تا گوشه های صورتش فراخ بود .... چشمم را می‌لغزانم از بینی تا گوشه‌های صورت، فاصله‌ای نیست مگر چاله‌ای عمیق ..

 

مردی که می‌شناسم چهره‌اش خنجر است و نبود. سالی پیش‌تر ....

مردی که می‌شناسم ... انگار سرنوشت من باشد. چشمهایش را فروغی نیست .... مرد کم سخن است،‌ بیصدا ...

مرد پیش چشمهایم درهم شکسته است. انگار سرنوشت من باشد .... مردی که می‌شناسم ...چهره‌اش خنجر است. به قلبم می‌نشیند ... مگر گذر یک سال چقدر از یک سال بیشتر است؟ .....

/ 4 نظر / 35 بازدید
امیرمسعود

خدا پشت و پناهش باشد... پشت و پناه همهٔ ما...

یاری

و چه کسی فریبکارتر از تاریخ است؟

آشنا

یلدا مبارک شاد باشید