خبر

میخواستم بیشتر حرف بزنم. ....

اما واقعا حوصله‌ای برام نمونده. از صبح دارم به این فکر می‌کنم که اون موقعی که ما تو میتینگ با هیجان راجع به اثر jet-quenching حرف میزدیم که به تازگی آزمایش ATLAS نتایجش رو منتشر کرده(*)، یکی از اعضای همین خانواده، در کنار همسرش ترور شده بوده و یکی دیگه زخمی. 
دستم به کار نمی‌ره. عکسهای آتش‌سوزی جنگلهای گلستان رو نگاه می‌کنم. انگار ١٠-١٢ روزی میشه که دارن میسوزن.

به شهادت دکتر علیمحمدی فکر می‌کنم. نشنیدم که متهمی دستگیر شده باشه.

به خودم فکر می‌کنم. چقدر شنیدن این خبرها برام راحت شده. بغض و یکی دو روز بیدل و سرگشته بودن و  آذر ماه سال بعد و دوباره یکی دیگه.

و زخمهایی که هرگز درمون نمیشن. فقط اگر هر روز نگاهشون نکنی، کهنه میشن و دردشون از یاد میره. و آدم نمیدونه که سال دیگه یکی دوباره با کاردک میافته به جون همین زخم یا نه. سال دیگه زخم دیگه‌ای روش میاد یا نه ...

و تو عادت میکنی به زخم. عادت می‌کنی به تسکین دهنده‌ترین حرف که مقصر کردن عده‌ایه که هرگز بهشون دسترسی نیست.

 

چه حال بدی ....

 

...........

 

 

 

(*): پیشتر این اثر در آزمایش ریک دیده شده بود.

/ 4 نظر / 16 بازدید
آشنا

آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

آشنا

با اجازه شما رو لینک کردم

اسما

واقعا چقدر بده که عادت می کنیم!!!!

مینا

هرچه هست مامی گوییم بازهم وبازهم...واین تکرارهاهمان است که انگار همه نیستیم وآنهاکه هستندوعادت به این تکرارهاندارند را می کنندسمبل نافرمانی واین می شود که ماباشیم وآنهادرکنارمانباشند وصدحیف به انگونه بودن ها...