حسی مثل افتخار

نامه‌ای برایت نوشته بودم دوست نادیده 

حالا حتی از همان نامه‌ هم شرمنده‌ام. بزرگواریت حسی عمیق به من می‌دهد. حسی مثل تواضع، مثل افتخار ... 

امروز به تو و به زنانگی فکر می‌کنم ...و می‌اندیشم چقدر ایران این روزهای ما به این روح زنانه بخشنده نیازمند بود. به این مرهم التیام بخش ...

شرمنده‌آم و متواضع. و آکنده از حسی مثل افتخار ...

/ 9 نظر / 43 بازدید
الهه

سلام همیشه توی قلبم هستی و می مونی حتی اگه هیچ وقت نیای ایران تا خونه مون رو با هم بسازیم... [گل]

یوسف خچینی

سلام: خوندمتون واحساساته زیباتون واسم خیلی قابل لمس بود. دوستی مون پایدار......

دارا

متاسفانه این روزها، سطح فرهنگ عمومی جامعه به شدت نزول کرده و این هیچ ربطی به افزایش آمار فارغ التحصیلان دانشگاهی و جایگاه اجتماعی افراد نداره. پسری دانشگاهی که به خودش حق میده همکلاسی خودش رو بکشه چون پذیرای عشق او نشده زنی خانه دار که فردی رو برای کشتن همسرش اجیر میکنه چون از او خسته شده جمعی روستایی، که زمانی نه چندان دور به مهربانی و صفا شهره بودن، تجاوز دسته جمعی انجام میدهند چون تحریک شدند. کارخانه داری که ... استاد دانشگاهی که ... معلمی که.... مربی شنایی که... پدری که.... مادری که ... دوری جامعه از اصالت ها به نظرم پایه ای ترین دلیل این معضل فراگیر و روزافزون داره که چاشنی های اغتصادی/اجتماعی و ... مولد اون هستن. جای خالی تیپ جامعه شناسان، اکثرا شکلاتی و پرمدعا، شدیدا خالی حس میشه. همه چیز دیگه در *خود* خلاصه میشه. بیزارم از این تب جامعه. چه باید کرد؟ چه خواهد شد؟ اتفاق بعدی چه وقت است؟

الهه

یه خبر خوب باران به دنیا اومد دختر الهام و من خاله شدم الهام هم با من و تو هم سلیقه است باران اسم قشنگیه ولی من اسم دخترمو می ذارم ... بذار وقتی که دنیا اومد تو چی؟ هوس نی نی نزده به سرت باران؟

ریحانه

سلام نجیه خانم! من یکی از بچه های همشهری و هم مدرسه ای تونم...درسته چندین ساله که از فرزانگان رفتین اما گاهی ذکر خیرتون میشه! کاملا اتفاقی پیداتون کردم اگه خدا بخواد منم امسال قراره فیزیک بخونم!با اینکه همه زدن تو سرش ولی بازم دوسش دارم... من ندیدمتون ولی خیلی دوست دارم با هاتون آشنا شم خوشحال شدم...[خداحافظ]

دارا

موضوع تبدیل به یک درام داره میشه! یا شاید یک لاو ستوری ! آقای اسیدپاش، از خانم آمنه خواستگاری کرده اند! قابل گفتگو هست این موضوع و واشکافی. مدتی است تشریف ندارین. با آرزوی سلامتی تون و خانواده محترم[گل]

محسن پریژه

هوالحق؛ سلام دوست گرامی؛ مطلب زیبایی بود استفاده کردم. موفق باشید. یاحق؛

دارا

شاید معیارهای انسانی که شما همیشه به اونها فکر میکنین برای جامعه ای آشوب زده مناسب نباشه. جامعه ای که بسیاری از اصول نخ نما شدند و جیزی جز شعار باقی نمونده. قصه آمنه ادامه دارد. چندبار گذشت ؟ آخرش چه؟ این لینک رو ببینید لطفا http://www.pernews.com/147068

مائده

سلام نجیه خانم .مائده ام.این اولین باریه که اومدم به وبلاگتون.واقعاً احساس غرور بهم دست داد.