همه چيز عوض شده!

منم عوض شدم،فقط اميدوارم عوضی نشده باشم.

راستی جمعه سالگردت بود وحيد!باور ميکنی؟

منم برای مهمونهات چايی گرفتم.عکست روی پاسيو داشت همه رو نگاه ميکرد.من بد جوری احساس حماقت ميکردم.يعنی تو واقعا ....

موقع پذيرايی يار کم داشتيم .جات خالی بود که بيای همه رو هول کنی و جو رو متشنج کنی و ژست آدمهای کاربلد رو به خودت بگيری.

کاش زنده بودی...يه عيد ديگه ،يه دور هم جمع شدن ديگه...راستی تولدت هم مبارک

  
نویسنده : باران ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/۱٧
تگ ها :