وهمچنان که می نگريستم

آنها همه دست بودند و دستهايشان به سوی من دراز بود

و من نيز همچنان همه دست بودم

و فاصله در ميان دره عميق سکوت بود که اگر نه به جرات از آن ميگذشتم

دستهايم را در آن به خاک بايد می سپردم...

  
نویسنده : باران ; ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٩
تگ ها :