آی!!
زندگی خيلی جدی شده!بايد مثل يه آدم بزرگ تصميم بگيرم!
چقدر دلم می خواست امتحانام که تموم شد برم خونه و حسابی ول بگردم.خستگی در کنم...
ولی همه اتفاقات دور و بر بهم ميگن که آن سبو بشکست و آن پيمانه ريخت...
  
نویسنده : باران ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱۱
تگ ها :