فلسطین ۳ (گفتگوهای من و همکارم)

اینها را می‌نویسم اینجا تا ضبط شود جایی و از یادم نرود. اینها جملات جسته و گریخته یک گفتگوی یک ساعته است. همین!

 

 

گویا همکارم در رام‌الله،‌ برای کودکش پرستاری عرب گرفته بوده‌است.
از محمد می‌گفت (به قول خودش the poor Arab kid) ... محمد همبازی پسر این پرستار بوده. شواهد نشان می‌داده که کودک معصوم را زنده سوزانده‌اند.


پرسیدم کسی هنوز مسوولیت قتل سه نوجوان اسراییلی را عهده‌دار نشده، نه؟
می‌گفت نه. مثلا حماس مسوولیتی به عهده نگرفته هرچند از نفس این اتفاق ابراز خرسندی کرده. اما درست همان روز ناپدید شدن سه نوجوان، دو عرب هم که گفته می‌شود از سربازان حماس بوده‌اند ناپدید می شوند. البته این بهیچ عنوان به این معنی نیست که آنها بدستور حماس این کار را کرده باشند. من به هیچ عنوان از حماس پشتیبانی نمی‌کنم اما در این مورد خاص نشانی از دخالت حماس نیست.
می‌گفت در اسراییل قانونی هست که خانه افراد تروریست را منفجر می‌کنند. خانه این دو عرب هم منفجر شده. ظاهرا به ساکنین اعلام می کنند که خارج شوند و اگر نشدند،‌ خانه همراه با سکنه منفجر می‌شود.
می گفت پدر محمد گفته است: «اگر اسراییل ادعای رفتار بدون جانبداری و عادلانه را دارد، باید خانه آنها که پسرش را سوزانده‌اند را هم منفجر کند» و صد البته هنوز خبری از این اتفاق نیست.

  
نویسنده : باران ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۱
تگ ها :