چه حس جالبی دارم...مخلوطی از دوست داشتن و کودکی...
يا شايد يه جور دوست داشتن کودکانه....
صاف صاف...
فکر می کنم بچه ها همونقدر که محبتهاشون عميقه (مثل آب ) به همون اندازه هم بدون قالبه
اونا فقط ميدونن که يکی رو دوست دارن...ديگه دسته بنديش نمی کنن
يعنی تو هرگز از يه بچه نميشنوی که بگه «من فلانی رو مثل خواهرم دوست دارم»
واسه اینکه دوست داشتنهای بچه ها دسته بندی نداره يه احساس زلاله... فقط همين
بند و تبصره نداره...
و من امروز يه دوست داشتن کودکانه رو حس کردم.... و باز افتادم توی يه حوض پر آب آبی...
آب يغنی همه ی خوبيها   
نویسنده : باران ; ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٤
تگ ها :