دست

و آنان را اگر می ديدی می پنداشتی بيدارند حال آنکه در خوابی عميق بودند و ما از اين پهلو به آن پهلوشان ميگردانديم....
دوست دارم بخوابم ساليان سال...بدون شتاب ...وخودم را به دستی بسپارم برای غلتيدن...
و آنگاه که چشم باز ميکنم،تو چونان پدری مهربان بالينم را از هديه آکنده باشي   
نویسنده : باران ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢٧
تگ ها :