اینجا ایران نیست

همه اینجا تعطیلاتن و من برای یه کاغذ موندم:

کاغذ ---> ثبت نام تو شهرداری ---> باز کردن حساب بانکی ---> گرفتن حقوق و نجات از ورشکستگی

بعله! اینجا ایران نیست ها!!

  
نویسنده : باران ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٧
تگ ها :

صدای تو

صدایت را از پس اینهمه راه میشنوم:

سه غم آمد بجانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره ...

صدایت قطع می‌شود

غم عشق تو مادرزاد دیرم
نه از آموزی استاد دیرم

خمیازه می‌کشی ...

صدایی می‌گوید: نجی خانوم! میخوام از اینجا قطع بشم برم لپ تاپ ..

میگویم باشه و منتظرت می‌مانم تا از راهی دیگر صدایت را بشنوم ...

صدایت آغوشت نیست،‌ صدایت نگاهت نیست ... آرام من است اما ... بیا حرف بزنیم ...

  
نویسنده : باران ; ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦
تگ ها :

خانه ما

دو روز پیش در خانه‌مان سیر چرخیدم و همه چیزش را خوب نگاه کردم. از آنجا هم می‌رویم ... مقصد بعدی را هم فقط خدا می‌داند و بس ...

ولی همه جای خانه ماست تا با همیم،‌ نه؟

اینجا آفتاب است و صدای پرنده‌ها ... نهار هم نیمرو دارم احتمالا ... شاید هم مهمان کنم خودم را به آداناکباب یک رستوران ترکی در بروکسل ...

  
نویسنده : باران ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳
تگ ها :