تو نی‌نی چشات خیسه

سال‌ها پیش (چند سال؟) دوستی این ترانه را در جشنی در دانشکده خواند. با کارهای آهنگ‌سازی که خودش روی آهنگ انجام داد بود. با حسی که خودش به آهنگ افزوده بود.

من آن شب بارها از خواب پریدم و در بیداری صدای خودم را می‌شنیدم که این ترانه را زمزمه می‌کرد.

شاید سالها و سالها بدنبال چشمهایت بودم خوب من! سالها بی‌آنکه بدانم.
چشمهایت ... با آن سیاهی بی‌امان ... با آن خیسی و برق همیشگی. با آن «توت تر» شان ...

  
نویسنده : باران ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٦
تگ ها :