این روزهای بعد انتخابات دلم را غمی عمیق می‌کاهد.
به کف مطالبات مردم کشورم و شادی‌شان پس از دوره‌ای طاقت‌فرسا می‌اندیشم.

دروغ نمیتوانم بگویم. دلم شاد نیست. یا شادی‌ام عمقی ندارد. انکار نمی‌کنم که دیدن شادی مردم از شیرین‌ترین دیدنیهای زندگیم بوده‌است. اما ...

برای من همه مردم،‌ مردمند. میانه‌رو و رادیکال و اصلاح‌طلب و اصول‌گرا و تحریمی و رای‌دهنده و ... همه مردمند. من دلم بسیار از تحقیر و توهین این گروهها بهم می‌گیرد ...

رییس‌جمهور برای من معجزه الهی نیست و هرگز نبوده است. موسی نیست که بیاید قوم را از نیل خروشان رد کند.
به باور من رییس‌جمهور در وهله اول با تعاملش با مردم معنا می‌شود. رییس‌جمهور را پرسشگری و مطالبات من رییس‌جمهور می‌کند. من از او انتظار معجزه ندارم. نمی‌خواهم ۴ ساله همه دردهای بی‌درمان من و کشورم را دوا کند. اما می‌خواهم در برابر رایی که گرفته، در برابر خواست مردم پاسخگو باشد. بار سنگین گذشته  بر فکر و روح من سنگینی می‌کند. نمی‌توانم انکار کنم. . . .

  
نویسنده : باران ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٧
تگ ها :