از شمار دوچشم یک تن کم و از شمار خرد هزاران بیش

«سلام آقای قابل
من نجیه جعفری، دانشجوی دوره دکتری رشته فیزیک هستم.»

اولین ایمیلم را به شما اینطور شروع کردم. و بماند که چقدر از انصاف و نگاه دقیق شما آموختم. بماند که چقدر به صراحت کلامتان رشک بردم. بماند که چقدر ...

شما به همین سادگی،‌ در شرایطی که شاید شرایطش نبود،‌ به همه سوال‌های بی‌ربط و با ربط من با حوصله جواب دادید. هرگز مرا به نادانی متهم نکردید که ساکتم کنید. هرگز حق پرسیدن را از من سلب نکردید ...

ممنونم  ... به خاطر همه آنچه که بودید ... همه آنچه که به من دادید ...

من به شما مدیونم احمد آقا ... خیلی مدیونم ...

انگار تازه دارد دستگیرم می‌شود که چرا دیشب خواب میدیدم مادرم مرده است ....

 

پی‌نوشت:

اطلاعیه خانواده قابل در خصوص وضعیت احمد قابل

پزشکان مرگ مغزی آقای احمد قابل را اعلام کرده اند و حیات نباتی ایشان بوسیله دستگاهها ادامه دارد. امروز/ ساعت ۱۴ ایشان دچار ایست قلبی شدند که با شوک الکتریکی احیا شد و برگشت . تا ساعت۲۰ و سی دقیقه امروز همچنان دستگاهها به ایشان وصل است. و حیات نباتی ایشان ادادمه دارد. هنوز فوت قطعی ایشان اعلام نشده است . طبیعی است هرگونه خبری از سوی خانواده اطلاع رسانی خواهد شد.
بویژه از رسانه ها انتظار می رود به اطلاعیه های صادره از سوی خانواده
توجه داشته باشند.
خانواده قابل
۲۵ /۷ /۱۳۹۱

  
نویسنده : باران ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥
تگ ها :