از خبر تا خبر

متن اصلی این خبر ایرنا رو در زیر بخونید. من بعضی تفاوتها رو پررنگ کردم. ظاهرا ایرنا چون گزارش رو میخواسته با تاخیر چاپ کنه، بعضی از  افعال رو به صورت گذشته به کار برده و موجب شده که ماهیت بعضی عبارات اساسا غلط از آب دربیاد. مضافا بر اینکه تو بعضی جاها، با تغییر جمله ها، محتوای گزارش به سمتی رفته که انگار من یکی از صاحبنظران ال.اچ.سی هستم ومثلا اینکه انگیزه اصلی این ماشین، کشف هیگز بوده، عقیده و نظر منه!!!

نمیدونم! واقعا کسی که این خبر رو این طور تغییر داده و در یک رسانه پر مخاطب چاپ کرده، نمی دونسته که رسم امانتداری رو به جا نیاورده و به من و گزراشگر این خبر، همزمان اهانت کرده؟ اونهمه وقتی که ما صرف کردیم تا در حد توانمون، گزارش به زبان ساده باشه اما اشکال علمی نداشته باشه، چی میشه؟!! 

 

« راه اندازی شتابدهنده ذرات ال.اچی.سی مهم ترین اتفاق نسل فعلی فیزیکدانان جهان است

 

بزرگترین ماشین شتابدهنده ذرات (ال.اچ.سی) در دنیا  امروز (چهارشنبه) در مرکز تحقیقات فیزیک ذرات بنیادی "سرن" آغاز به کار کرد. 

راه اندازی این ماشین (Large Hadron Collider  ) که ذرات پروتون را به بالاترین سطح انرژی برای برهم کنش می رساند، به بررسی مباحث فیزیک جدید کمک شایانی خواهد کرد. 

این شتابدهنده با مشارکت بیش از 9هزار فیزیکدان و مهندس در رشته های مختلف از حدود100 کشور دنیا از جمله ایران و با همکاری صدها دانشگاه و آزمایشگاه در نقاط مختلف دنیا ساخته شده است.

ماشین ال.اچ.سی که در مرکز سرن ساخته شده در عمق 100 متری زیر زمین در تونلی به طول 27 کیلومتر در منطقه مرزی سوئیس و فرانسه گسترده شده است.  

تیم ایرانی در یکی از ایستگاههای آشکار ساز(detector) این تونل به نام سی.ام .اس به بررسی برهم کنش ذرات می پردازد.

سی.ام.اس یکی از چهار ایستگاه آشکارسازی است که در نقاط مختلف تونل برای بررسی و تحلیل نتایج حاصل از برهم کنش ذرات بر پا شده است. وزن این آشکارساز 14 هزار و 500 تن، قطر آن 6/14 متر و طول آن 6/21 متر است.

یکی از دانشجویان دکترای فیزیک ذرات بنیادی آزمایشگاهی دانشگاه صنعتی شریف که برای انجام پایان نامه دکترای خود در سرن به سر می برد، درباره اهمیت پروژه ال.اچ.سی به خبرنگار ایرنا گفت: بررسی و شناخت برهم کنش ذره ها تنها در سطوح بالای انرژی امکان پذیر است و این شتابدهنده برای اولین بار در دنیا به این سطح بالای انرژی دست یافته است.

نجیه جعفری که در بخش آزمایش سی.ام.اس کار می کند در ادامه تصریح کرد، سطح انرژی که در ماشین ال.اچ.سی به آن می رسیم به انرژی اولیه کیهانی خیلی نزدیک می شود و پیش بینی می شود نتایج این آزمایش به شناخت رویدادهای اولیه کیهان کمک کند.

راه اندازی شتابدهنده ال.اچ.سی همچنین می تواند میزان اعتبار و درستی پیش بینی های مدل "استاندارد ذرات" که یکی از مدلهای مورد توجه فیزیکدانان برای بررسی برهم کنش ذرات است را مورد آزمایش قرار دهد. همچنین ممکن است این بررسیها به فرضیاتی فراتر از مدل استاندارد ذرات نیز منجر شود. 

یکی از ارائه دهندگان مدل استاندارد ذرات، فیزیکدان مسلمان پاکستانی محمد عبدالسلام بود که همزمان با دو فیزیکدان دیگر به این مدل رسیدند و تایید تجربی بعضی از پیش بینیهای این مدل در چند سال بعد سبب شد، عبدالسلام به همراه آن دو فیزیکدان دیگر موفق به دریافت جایزه نوبل فیزیک در سال 1979 شوند.   

یکی از پیش بینی های این مدل که هنوز به لحاظ علمی ثابت نشده و فیزیکدانان زیادی در نقاط مختلف دنیا به دنبال یافتن صحت آن هستند، وجود ذره ای به نام "هیگز" است که اثبات وجود آن به بخش عمده ای از سوالات دانشمندان برای توجیه جرم دار شدن سایر ذرات کمک می کند.

جعفری تاکید کرد، انگیزه اصلی راه اندازی شتابدهنده ال.اچ.سی کشف ذره هیگز بوده است. البته رسیدن به نتایج معتبرتر و قابل استناد تر به لحاظ آماری، کسب اطلاعات بیشتر برای شناخت منشاء ماده تاریک، آزمون جنبه های مختلف مدل استاندارد ذرات و نیز رسیدن به بعضی فرضیات فراتر از این مدل از دیگر اهداف مهم راه اندازی این شتابدهنده و انجام این آزمایش است.

وی درادامه درباره تاریخچه راه اندازی این پروژه گفت: ایده راه اندازی چنین شتابدهنده ای از 1980 میلادی شکل گرفته بود و حدود 10 سال است که دانشمندان روی این پروژه کار  کرده اند و حاصل این کار گروهی امروز کار خود را آغاز خواهد کرد تا بتواند بخشی از ابهامات و سوالات فیزیکدانان را پاسخ دهد.

جعفری با اشاره به حضور دانشجویان ایرانی در سرن گفت: تعدادی از دانشجویان دکترای فیزیک ذرات دانشگاههای مختلف ایران برای انجام پایان نامه دکترای خود از طریق پژوهشکده دانشهای بنیادی به مرکز سرن فرستاده می شوند.

در حقیقت همکاری ایران با سرن تنها به نقش تیم دانشجویان ایرانی در بخش آشکار کننده سی.ام.اس محدود نمی شود. به دنبال قرارداری که در سال 2000 میلادی میان وزرات علوم، تحقیقات و فناوری و سرن (مرکز تحقیقات فیزیک ذرات بنیادی) امضا شد ، ایران مسئولیت ساخت قطعه ای مهم برای بخش آشکار ساز سی.ام.اس  را برعهده گرفت.

در ادامه به موجب تفاهم نامه دیگری پژوهشکده دانشهای بنیادی همکاریهای خود در بخش سی.ام.اس را با سرن آغاز کرد و تعدادی از دانشجویان دکترای فیزیک مرتبط از دانشگاههای مختلف کشور را به سرن فرستاد.   

 یک عضو هیات علمی پژوهشکده دانشهای بنیادی که برای شرکت در مراسم افتتاح ال.اچ.سی درسرن حضور دارد، درباره جزئیات این قرارداد گفت:به موجب آن ایران قطعه ای از ایستگاه آشکار ساز سی.ام.اس را ساخت و در عوض قرار شد تعدادی از دانشجویان ایرانی دررشته های مرتبط برای انجام پایان نامه دکترای خود به سرن بیایند.

دکتر فرهاد اردلان با اشاره به موفقیت آمیز بودن ساخت قطعه مورد نظر توسط شرکت ایرانی "هپکو" گفت: این شرکت در سال 2004 میلادی جایزه طلایی سی.ام.اس را به دلیل ساخت این قطعه از سرن دریافت کرد.

وی تاکید کرد: علاوه بر این موفقیت ، فیزیکدانان و دانشجویان فیزیک ایرانی نیز به طور مداوم در برنامه های شتابدهنده ذرات در سرن مشارکت داشته اند و برای ساخت شتابدهنده بزرگ دیگری در سرن که در دستور کار 10 سال آینده قرار دارد نیز همکاری خواهند کرد.

این استاد دانشگاه صنعتی شریف هدف اصلی ایران از حضور در پروژه های سرن را مشارکت در مباحث علمی جهانی در پیشرفته ترین سطح عنوان کرد و افزود: مهم ترین اثر این مشارکت، دستیابی ایران به پیشرفته ترین فناوریها در زمینه شتابدهنده است.

به گفته وی اگر دانشجویان ایرانی در این تحقیقات و آزمایشها شرکت نمی کردند، مجبور بودیم آخرین و پیشرفته ترین دستاوردهای آنها در زمینه فناوریهای شتابدهنده ها را با صرف هزینه بسیار خریداری کنیم.   

 اردلان با اشاره به برنامه ایران مبنی بر ساخت شتابدهنده ذرات طی 10سال آینده گفت: ایران برای فعالیت در فیزیک ذرات تجربی برنامه ریزی بلند مدت دارد و این برنامه ها از طریق پژوهشکده دانشهای بنیادی پیگیری خواهد شد.

وی در ادامه با تاکید بر اهمیت راه اندازی شتابدهنده ذرات ال.اچ.سی به عنوان یک رویداد مهم علمی گفت: ساخت این ماشین و رساندن آن به مرحله افتتاح، حاصل کار یک نسل است.

شاید بتوان گفت این رویداد مهم ترین اتفاق نسل فعلی فیزیکدانان جهان است.

پس از سالها کار گروهی در حقیقت پیشکسوتان کنونی فیزیک دنیا در سرن با راه اندازی این شتابدهنده، حاصل سالها کار نظری و عملی خود را خواهند دید تا شاید نسل بعدی فیزیکدانان با طرح سوالهای جدیدتر مرز میان دانسته ها و نادانسته های خود ازعالم هستی را جا به جا کرده و کمی جلوتر ببرند.»

 

 

 

 

 

 

پی نوشت: در جواب نظر بدون نامی که از من پرسیده بود آیا به دلیل خاصی اسم آی.پی.ام رو نیاوردم، باید بگم که دلیلش فقط استرس زمان مصاحبه و عجله درحین نوشتن پستها بوده. والا در گزارش بالا که با آرامش و حوصله انجام شده بود، به نقش بسیار مهم این پژوهشکده هم اشاره شده.

  
نویسنده : باران ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٦
تگ ها :

همسایه ما

همه چیز از اونجا شروع شد که ما متوجه شدیم پارکت های کف خونه مون باد کرده ... صاحب خونه ما، قضیه رو تا وقتی که قبض آب ۴٠٠ یورویی اش نیومده بود، جدی نگرفت.

تعمیر لوله ها سه چهار روز طول کشید. تو این مدت، ونسون، (صاحبخونه مون)، شبها شیر اصلی آب رو می بست و روزها برای استفاده باز می گذاشت. ما براش ماجرای اینکه ما سحرها به پاب احتیاج داریم رو توضیح داده بودیم و قرار بود تا دو روز، یعنی تا اتمام تعمیرات، ما شب ها که آب وصله، آب برداریم.

شب سوم، وقتی بیدار شدیم، در عین ناباوری دیدیم که آب وصل نیست!! من تمام احتیاجات، اعم از چایی و اب و دستشویی و ... رو کنار هم میذاشتم و هی حرص می خوردم.

صبح، قبل از رفتن به سرن، رفتیم پیشش که ببینیم جریان چی بوده و چرا به ما خبر نداده. من کلی جمله خارجکی تو مغزم ریف کرده بودم که بهش بگم کارش خیلی ناجوانمردانه!! بوده. ونسون کلی عذر خواست و گفت سرش خیلی شلوغ بوده و یادش رفته به ما خبر بده ...

روز آغاز به کار ال.اچ.سی وقتی ساعت 12 شب، بعد از یک روز پر استرس و پر از خستگی رسیدیم خونه، دیدن این هدیه، اشک به چشمم آورد و باعث شد از اونهمه ناراحتی خودم، خجالت بکشم.

روی کارت چیزی با این مضمون نوشته بود:

«به حامد و همسرش، از مشکل پیش اومده بواسطه آب، متاسفیم ....  »

 

 

 

  
نویسنده : باران ; ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٦
تگ ها :

نیم پست مهم

بعد از همه این سر وصداها و هیجان ها، یه چیزی به نظرم می رسه که باید بگم.

 آنچه که توی سرن اتفاق میافته، یک جریان اکتشافی بزرگه که از دانشمندان تا ما دانشجوها همگی، بخشی از این جریان هستن. مسلما ما به عنوان دانشجو، هنوز کار گنده ای در این زمینه نکردیم و سنگهای بزرگ رو  ادمهای بسیار دیگه ای قبلا برداشتن تا کار به اینجا رسیده. ما فعلا داریم با الفبای کار آشنا می شیم.

توی یک کار به اییییین بزرگی، نقش یه دانشجوی تازه وارد رو بیش از اندازه پررنگ کردن، بی معنیه. من از اظهار لطف ها ممنونم و قصدم هم این نیست که تواضع کنم. فقط میخوام بگم باید واقعیت ماجرا رو به طور کامل در نظر بگیریم و الکی دچار خودشیفتگی نشیم. اون چیزی که در حال حاضر باید مورد توجه و قدردانی ما ایرانیها، قرار بگیره، زحماتیه که استادهای ما (دکتر ارفعی، منصوری، اردلان ، اصلانی و ....) کشیدن تا این ارتباط با سرن برقرار بشه و همچنین سختیهاییه که دوره دانشجوهای قبل از مامتحمل شدن تا راه و چاه کار رو یاد گرفتن و به ما یاد دادن.

 

 پ.ن. : این اول قرار بود پی نوشت پست قبلی باشه اما بعد دیدم که  احتیاج به یه پست جدا داره

  
نویسنده : باران ; ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۱
تگ ها :

میهمانی پیژامه ها!!!!!!

از جاهای مهمی که اتفاقات ال.اچ.سی. رو از اونجا رصد می کردن، یکی آزمایشگاه فرمی در آمریکا بود. اختلاف ساعت اونها با سوییس، باعث شده بود که همگی در نیمه شب دور هم جمع بشن و این رویداد رو دنبال کنن. برای راحتی اعضا، اسم این نشست رو "بیژامه پارتی" گذاشته بودن تا هرکس هرجور راحته، حتی با پیژامه خوابش، در اون شرکت کنه.

- اتاق کنترل سی.ام.اس. که رفتار این آشکارساز از اونجا کنترل می شد و البته خبرنگارها هم اونجا بودن


- یه خانوم مسلمان که اصالتا عرب بود ولی ازطرف یه دانشگاه آمریکایی به سرن اومده بود

- مقطع عرضی سی. ام .اس. اون خط قرمز که محلش با گذر زمان تغییر می کرد ،به نوعی نشان دهند پاسخ آشکارساز به نوفه ها (نویزها) بود.


- و این هم شادی سی. ام. اسی ها که در پست قبلی ازش حرف زده بودم. سمت چپ، کسی که فقط بخشی از نیمرخش تو عکسه، جیم وردی، رییس فعلی سی. ام.اسه.


اینهم لینک فیلمهاییه که گرفتم. حرفه ای نیست اما شرایط رو توصیف می کنه :

باریکه در ایستگاه دوم، چشمکی به حضار میزنه و میره

جیم، برای بینندگان بی.بی.سی. حرفهای هیجان انگیز میزنه

جیم اولین شامپاین رو باز می کنه

پی نوشت١: اینجا می تونید مصاحبه با رادیو زمانه رو که نسبتا کامله گوش بدین. با تشکر از مریم

پی نوشت٢: من تنها دانشجوی ایرانی اینجا نیستم (علیرغم توضیحاتم تو مصاحبه ها، نمی دونم چرا اینطور برداشت شده!) . من با تعدادی از دانشجوهای دیگه اینجا دایم کار می کنیم.

پی نوشت ٣: همه آدمهای سرن، از جمله دوستهای ایرانی من که اینجا دانشجو هستن، این امکان رو داشتن که از نزدیک شاهد اتفاقات باشن و از نزدیک هم شاهد بودن. (به همون اندازه که من به ماجرا نزدیک بودم) . تنها تفاوت این بود که وظیفه جواب به خبرنگارهای فارسی زبان به من واگذار شده بود. (هر ملیتی باید یه چنین نماینده ای رو برای خبرگزاریهای خودش انتخاب می کرد)

 

 

  
نویسنده : باران ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۱
تگ ها :

باریکه به سی. ام. اس رسید، شامپاین هاتون رو باز کنید

"داره از سی. ام. اس رد میشه، شامپاین هاتون رو باز کنید!"

این جمله جیم وردی، رییس سی.ام.اس. بود بعد از اینکه آثار باریکه پروتون در آشکارساز دیده شد.

ماشین ال.اچ.سی. ٨ تا ایستگاه داره و در هر ایستگاه، عده ای انتظار پروتونها رو می کشیدن. شمارش معکوس می دادن. "۴، ٣، ٢، ١، ... هیچی!!" عده ای عصبی می خندیدن. دلها نگران بود. قطعه های ماشین قبلا جدا جدا چک شده بودن، اما همه چیز ممکن بود. یه روزنه کوچیک در محل اتصال قطعه ها به هم که به پروتونها اجازه فرار میداد، می تونست همه چیزو خراب کنه. و باز شمارش معکوس....

وقتی برای اولین بار در ایستگاه دوم، باریکه چشمکی روی مانیتور زد و رفت، همه دست زدن. اما نفس افراد سی.ام.اس که تو ایستگاه ۵ منتظر پروتونها بود، تو سینه حبس بود. خبرنگارها تو اتاق کنترل اینور و اونور می رفتن و فیلم و عکس می گرفتن. با عده ای مصاحبه می کردن. اما هیجان و نگرانی نهفته در فضا غیر قابل انکار بود.

می تونست همه چیز درست باشه و آشکارساز سی.ام.اس درست کار نکنه.....

باریکه به سمت سی. ام. اس میومد و جیم داشت برای شنونده های بی بی سی حرف میزد. حرفهاش که تموم شد، پرید پشت مونیتوری که نشاندهنده اتفاقهای سی. ام. اس بود. بعد از چند ثانیه فریاد زد:

"داره از سی. ام. اس رد میشه، شامپاین هاتون رو باز کنید!"

تاپ ... تاپ ... تاپ ... درب شامپاین ها باز می شد. همه دست می زدن وبه هم تبریک می گفتن و چهره آدمهای نگران رنگ شادی می گرفت.....

 

  
نویسنده : باران ; ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٠
تگ ها :

LHC ، بعد از 10 سال

فردا برای همه آدمهای سرن روز خیلی مهمیه. بعد از ١٠ سال، برخورددهنده بزرگ هادرونی شروع به کار می کنه و دنیای فیزیک انرژیهای بالا، بیصبرانه منتظر جوابهای طبیعت به سوالات بی شمارشه. جوابهایی که این بار قراره از این شتابدهنده بزرگ دربیاد.

هیجان سرن به قدری زیاده که دیروز من آخر وقت، سردرد گرفته بودم.

دیروز همه افرادی رو که قراره در بخش خبری این اتفاق، کاری انجام بدن، در اتاق اصلی سمینارهای سرن جمع کردن و کلی بهمون یاد دادن که باید با خبرنگارها چه جوری حرف بزنیم و تکنیکهای یک مصاحبه خبری خوب که اشکال علمی هم نداشته باشه، چیه.

یک ساعت بعدش، دونفر از تواترون، آخرین نتایج تحقیقات سی.دی.اف و دی-زیرو  رو برای پیدا کردن هیگز، گزارش دادن و جوری حرف زدن که انگار اونها هم به کشف این ذره شیطون مدل استاندارد،  نزدیکند. باید می بودید و می دید که برای دست اندرکاران ال.اچ.سی، که اساسا دنبال هیگز می گردن، چنین نتایجی به منزله چه اعلام خطریه و چقدر هیجان تولید می کنه.

............

فردا قراره صدها خبرگزاری و خبرنگار بریزن اینجا و باریکه پروتون رو توی تونل دنبال کنن. باریکه به هر آشکارسازی که برسه (سی.ام.اس، آلیس و ...)، افرادیکه در زیر زمین و نزدیک آشکارساز هستن، رسیدنشو و اتفاقاتی رو که می افته، مخابره میکنن. خبرنگارهای کنجکاو، می تونن با آدمهای نزدیک آشکارساز، مصاحبه از راه دور، اما برخط، داشته باشن.

همزمان، همه این خبرها با ماهواره به جاهای مختلف ارسال میشه و روی وب سرن قرار می گیره.

من قراره از طرف ایران، در اتاق کنترل آشکارساز سی.ام.اس حضور داشته باشم تا پاسخگوی خبرنگارهای فارسی زبانی باشم که احتمالا اینجا خواهند بود. هرچند بعید می دونم غیر از یک گزارش در ایرنا، خبرنگار فارسی زبان دیگه ای رو ببینم، اما این برای من یک فرصت بی نظیره تا تو اون اتاق پر ماجرا بپلکم و شاهد ساعات اولیه تولد ال.اچ.سی باشم.‌.....

 

 

  
نویسنده : باران ; ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٩
تگ ها :

سحری

ظرف تخم مرغ و خرما جلومه و دارم لقمه می گیرم .

یه لحظه خودمو پای اجاق ۴شعله واحد٢٣ می بینم. خرماها رو پوست گرفتم و دارم سرخ می کنم تا واسه سحر آماده باشن.نفری ۵ تا خرما. یه خورده دارچین هم بهش اضافه می کنم. برای اینکه  آمار سحر رو بگیرم سوال می کنم:

- کی چندتا تخم مرغ می خوره؟

مژگان : من یکی و نصفی!

- تو چی زهرا؟

زهرا (بی معطلی) : من دوتا می خورم!!

مژگان(با کمی تردید) : منم دو تا ....

  
نویسنده : باران ; ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٠
تگ ها :

مگه میشه؟

مگه میشه تو خیلی دلتنگ باشی و هیچ پنجره ای رو به دلت باز نشه؟ همه چی یواش یواش خوشرنگ و خوشبو می شه،‌یه جوری که خودت هم نمی فهمی چی شد که اینجوری شد؟

بعد از یکی دو هفته بطالت زجردهنده، سوپروایزرت یهو بهت توجه می کنه و میگه حاضره دوشنبه تو رو ببینه که راجع به همه جزئیاتی که ذهنتو سنگین کرده، باهات صحبت کنه.

تو یه مشکلی رو تو داده ها برطرف می کنی و همکارت، یهو بهت میگه که کارت عالیه و بهتره بریم سراغ آنالیز اصلی...

توی همه این ماجراها،‌ این حامده که کمکت می کنه تا نامه خوبی برای سوپروایزرت بنویسی و راهنماییت می کنه که از چی برای رفع مشکل برنامه نویسی ات استفاده کنی.

و پشت همه اینها، تو بزرگ مهربونی رو می بینی که هواتو داره...

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

حالا فقط یه قلم جنس نیازه: کسی قرص مامان داره؟ قرصی که بوی مادرانه دستهاشو بده؟ که عاطفه آغوششو بهت بنوشونه؟  .... بابا من دلم واسه مامانم تنگ شده و این دلتنگی داره خفه ام می کنه! ٢۶ سالمه ولی سال به سال بیشتر می شناسمش و نیاز روحی ام بهش بیشتر می شه ...یه قرص مامان لطفا .....

  
نویسنده : باران ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۸
تگ ها :

تلاش ....

صبحها میرم ورزش می کنم. یه نیم ساعت... خوب می دوم ... به گاو و اسبهای تو مزرعه ها سلام می کنم. به خورشید و کوه ... ته دلم یواشکی می گم: «یه کم به من انرژی می دین؟»

 

یادمه نه خیلی وقت پیش، هنوز این توانایی در من بود که با یه روز تو طبیعت گشتن، روحم شاداب و سبک بشه  و من با این روح سرشار، روزها و روزها پر از انرژی بودم. یه بار یه گلاب دره رفتیم با سارا و زهرا و مژگان... تا مدتها، حتی دیدن عکسهاش سینه ام رو از شوق زندگی پر می کرد....

نمی دونم چی به سر روحم اومده. اینجا، وجب به وجب درخته و کوه و آفتاب ... آسمون و گاو و اسب .... اما روح من حتی سرش رو هم بلند نمی کنه.... همه اش نگاهش به یه جای دوره،‌یه ناکجای خیلی دور ...

  
نویسنده : باران ; ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٤
تگ ها :