عاشورای اين دوسال

از وقتی اومدم تهران و این همه مدلهای رنگ و وارنگ عزاداری رو دیدم، عاشورا یه جورایی برام سوالی شده که دوست دارم یه روز جواب کاملی براش پیدا کنم. مخصوصا با جملات بی معنی و یا حتی جلفی که از زبان غالب این مداحها ی تهرانی شنیده ام. خاطرات عاشورای امسال و پارسالم برام گام مهمی حساب میشه. این دوسال ، ‌من تو مجالسی شرکت کردم که دو بزرگوار اداره اون رو بر عهده داشتن. آیت الله فاطمی نیا و آیت الله امجد. به جرات می تونم بگم که طعمش ۱۸۰ درجه با چیزهایی که پیشتر دیده یا شنیده بودم فرق داشت.

تو این مجلس غالبا راجع به یک نکته اخلاقی یا دینی صحبت می شد و به سندیت یا بی اساس بودن خیلی از داستانهایی که راجع به عاشورا هست، می پرداختند.

روضه در این مجالس ،‌ نقل کردن مستندترین وقایع تاریخی با ذکر سند بود و جالبه که حتی با شنیدن همین وقایع، ‌از اون همه بزرگی یک طرف و خردی طرف دیگه، ‌اشک به چشم آدم می نشست. در این ذکر وقایع، ‌چیزی که خیلی بهش مقید بودند، این بود که به قول خودشون «پرده دری» نشه. یعنی هرگز راجع به جزئیات شهادت امام و یارانشون صحبت نمی کردن و از صحنه های دلخراش،‌حرفی نمی زدند.

یکی از نکات جالبش این بود که آقایان به کسی که روضه می خوند یا مداحی میکرد، اجازه نمی دادند که خیلی «شور بگیره» و تا شلوغ می کرد خیلی راحت بهش می گفتن دیگه بسه و به مردم می گفتند صلوات بفرستید تا آروم بشید. یعنی نمی گذاشتند با نحوه نوحه خوندن خودش، مردم رو از حال عادی خارج کنه و به قول معروف ازشون گریه بگیره. آقای امجد حرف جالبی می زد. می گفت: اگر به کسی بگی که امام حسین (ع) رو کشتند  و او از غصه‌‌( ‌‌‌اینکه واسطه فیض الهی رو از ميانبرداشته اند) بمیره، عجیب نیست. اما ما حق نداریم در مصیبت خوانی آنقدر زیاده روی کنیم،‌که مردم خودزنی کنند. طبیعیه که با شنیدن داستان دردناک مردم گریه کنند آن هم از سر عواطف،‌اما ما حق نداریم روی این نقطه پافشاری کنیم . من اگه بخوام می تونم چنان روضه ای بخونم که همه تون خودتون رو بکشید. اما آیا این کار عاقلانه است؟ امام قیام کرد که ما عاقل بشیم .....

می گفت: مداحها احساسات مردم رو به دست می گیرند و قدرت کمی هم ندارند، اما باید دستشون تو دست علما* باشه تا ناخالصی و چیزهای غلط وارد ماجرا نشه.

دیگه اینکه ایشان تاکید می کرد که : دین اسلام دین محبته. شاید دلیلی برای توصیه به گریه بر امام حسین (ع)،‌این باشه که گریه محبت میاره و محبت می تونه سرچشمه معرفت باشه. اما ما نباید در گریه متوقف بشیم.

دین اسلام دین محبته. امام اسطوره محبته. ما هرکی رو دوست داریم بهش می کیم قربونت برم. اما راست نمی گیم. امام (ع)، به همه ما گفت که قربونتون رفتم!!!*  قربونی شدم تا شما مرز بین خوبی و بدی رو بشناسید .....

* دوست ندارم با دیدن کلمه علما بگید آخوندها یه مشت دزدند و حالا دیگه دست مداحها هم تو دستشون باشه چه شووود!٬ ...این حرف و کلی بودن اون همونقدر بی منطقه که یک صفت رو به همه رشتی ها یا ترکها نسبت بدیم. عالمان دینی هم خوب و بد دارن و خوبشون نعمته ولی بدشون وحشتناک ترین آفت

* قابل توجه زهرا جان: من هروقت ار این دید به ماجرا نگاه می کنم، از دیدن این همه محبت و بزرگی ناخودآگاه بغض تو گلوم می شینه.

  

نویسنده : باران ; ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱
تگ ها :