عجب روزهای پر کاريه !

از اون وقتهايی که جسمت از هميشه خسته تره ولی اينقدر روحت از انرژی لبريزه که نميدونی چه جوری مهارش کنی!!!

تجربه يک محيط کاملا کاری،جاييکه نميتونی مثل دانشگاه توش شلنگ تخته بندازی و کسی بهت چپ نگاه نکنه.بايد يک خانوم  متشخص باشی وگرنه ...

مقاله خوندن،کار تحقيقی کردن،از لحظه لحظه زندگی استفاده کردن...

تازه شبها ورزش هم ميکنم و بعد با چنان خستگی ای ميرم تو رختخواب که نميفهمم کی خوابم ميبره،از خوابهای آزارنده هم خبری نيست.

بعد از مدتها،همه چيز مزه زندگی ميده...

 

 

  
نویسنده : باران ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢٧
تگ ها :